تبلیغات
کندیم منامن - تقدیم به تمام پدران خفته در خاک
خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریای خود نداری. من خدایی چون تو دارم و تو چون خود نداری

تقدیم به تمام پدران خفته در خاک

دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 09:52 ب.ظ

نویسنده : سرخوش غلامی منامن


{-35-}تقدیم به تمام پدران خفته در خاک{-35-}
از زبان کودکانی که از ارتفاع قاب عکس پدر، باران می گریند....
...
جان تمام نازهای نکشیده ام، به لب می رسد و
دل می گیرد
در گیر و دار بغض های کودکانه ام که
حالا با جای خالی کسی روی هم ریخته که
سایه اش را بالای سرم،
همیشه به رخ آرزوهای محالم می کشید..
...
تو نیستی، بی آنکه حواست باشد
این آغوش ها اعتبار کافی
برای سانسور بغض های خفه شده گلویم را ندارند..
که نعش خستگی هایم جز بازوان تو
با هیچ کس حرف مشترک نداشت و نخواهد داشت
...
نه تو از یاد نمی روی
نه این جای خالی ات، که زوق زوق می کند
زیر پوست بی کسی هایم.. و
نه هیچ چیز دیگر
نمی تواند نبود تو را به من ثابت کند
حتی حسرت کشیدن های اطلسی های کنار پنجره
که در آرزوی عوض شدن خاک گلدان،
چشم به راه تو.... خشک شدند..
....
گاهی به خواب هایم سری بزن..
باور کن
این بغض ها که از سو تفاهم های نبودن تو
در دلم رزرو شده اند..،
به جای خاک خوردن از سر نشکستن
آغوش پدری را می خواهند.. که
سلام روزهای خوب را همیشه به من می رساند




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -